یادم هست یک بار وصیت کرد:

وقتی مرا گذاشتید توی قبر،یک مشت خاک بپاش به صورتم...

پرسیدم:چرا؟

گفت : برای این که به خودم بیایم ... ببینم دنیایی که به آن دلبسته بودم و به خاطرش معصیت می کردم ، یعنی همین...

گفتم: مگر تو چقدر گناه کرده ای؟

گفت: خدا دوست ندارد بنده هایش را رسوا کند... خودم می دانم چه کاره ام...

منبع:اینک شوکران1. شهید منوچهر مدق به روایت همسر شهید