کودکان از خدا چه می خواهند...؟


 


 

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند!




ادامه نوشته

عشق یعنی شهادت

عشق یعنی معامله میان عاشق ومعشوق
عشق یعنی جنگ تن به تن بانفس
عشق یعنی وداع شب عملیات،وصیت نامه نوشتن،دنیاراسه طلاقه کردن
عشق یعنی تشنگی به هنگام نبرد
عشق یعنی تشنگی وخستگی بسیجیهادرخیبر
عشق یعنی کانال کمیل
عشق یعنی آرام گرفتن بر روی سیم خاردارها
عشق یعنی بدنهای پاره پاره شهدا
عشق یعنی تکه دستهای لهیده از تن جدا
عشق یعنی ذکرحسین به هنگام جان دادن
عشق یعنی دانسته روی مین رفتن،یعنی سبقت برای شهادت
عشق یعنی پاوه،طلائیه،شلمچه،فکه،مجنون،اروند،دجله،چزابه و...
عشق یعنی غروب مناطق جنگی
عشق یعنی شهادت

دعای تحویل سال نو

دعای تحویل سال نو

 امسالم تموم می شه ؛ خوب یا بد ، تلخ یا شیرین ، سخت یا آسون !

ولی از اون گذشته ، سر سفره های هفت سینتون موقع تحویل سال ،

در حال خوندن دعا برای ما ها دعا كنید .



یا مقلب القلوب و الابصار 

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

سال نو مبارك

 

 

ادامه نوشته

وقتی «دایی» با خدا عشق بازی می کرد

وقتی «دایی» با خدا عشق بازی می کرد

 «ابوالفضل اسدی»  سال 1344 در اراک متولد شد و در هفتم

شهریورماه 1366 در منطقه شلمچه  پنجه بر بام عرش گرفت و

بر بام آسمان منزل گرفت. او را به نام «دایی ابوالفضل» می شناختند 

آن چه خواهید خواند برشی است از حیات طیبه ی آن شهید عزیز

زمان جنگ در هر مرخصی که به شهر می‌آمدیم ، هر روز بعدازظهر

بچه‌های جبهه در میدان مرکزی شهر اراک جمع می‌شدیم. یک روز

دم‌دمای غروب و  اذان مغرب، دایی ابوالفضل به من گفت: بیا می‌خوام

ببرمت یک‌جا کیف کنیم.


من اول فکر کردم می‌خواهیم برویم نماز جماعت. دنبالش راه افتادم

بدون این‌که معنی حرفش را بفهمم  .


به یک مغازة کبابی رفت و پنج شش سیخ کباب خرید. باز هم بدون

این که حرفی بزنم دنبالش راه افتادم. به یکی از محله‌های فقیرنشین

شهر رفتیم و در خانة محقری را زد. پیرمردی در را باز کرد. از احوال‌پرسی

او مشخص بود که دایی ابوالفضل را می‌شناسد. با تعارف آن مرد وارد

خانه که تمامش تشکیل شده بود از یک اتاق، شدیم  .


پیرزنی در گوشه اتاق، و دو بچه حدود هفت و نه ساله عقب‌افتاده

ذهنی هم در کناری بودند که با دیدن دایی به شور و شعف آمدند.

بعد از این‌که کلی با آن بچه‌ها بازی کرد، دایی با دست خودش لقمه

از نان و کباب درست می‌کرد و در دهان آن بچه‌ها می‌گذاشت و هی

با کلمات شوخ آن ها را می‌خنداند.


خلاصه، غذا دادن به بچه‌ها تمام شد و دایی از مادر بچه‌ها خواست

لباس تمیز بدهد تا لباس بچه‌ها را عوض کند. بعد از عوض کردن،

لباس‌های چرک را شست و بعد از آن با دادن مبلغی پول از اندک

حقوقی که بابت جبهه بود(یعنی همان دو هزار تومان در ماه

که همان روزگار هم از نصف حقوق یک کارگر که در شهر

خود روزی هشت ساعت کار می‌کرد هم کم‌تر بود) به آن

خانواده داد و از آن محل خارج شدیم و در تمام مدت که ما

در آن مکان حضور داشتیم از زبان آن پیرمرد و پیرزن که

انگار از غم و غصه دو فرزند عقب‌مانده‌شان به پیری زودرس

مبتلا شده بودند به جز دعا در حق ایشان چیزی نشنیدم.


بعد از خروج از آن جا گفتم دایی چه‌کار کردى؟ گفت:

به این می‌گن عشق‌بازی با خدا.


 

جرعه ای از چشمه ی ازلی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ
اى قوم من اين زندگى دنيا تنها كالايى [ناچيز] است
و در حقيقت آن آخرت است كه سراى پايدار است
(آیه ۳۹ سوره غافر)

صدق الله العلی العظیم

معامله با خدا


آقای مجتهدی تهرانی نقل کرده است که آیة الله حاج میرزا علی مشکینی فرمودند:
در ایامی که تحصیل می کردم؛ یک روز 5 ریال بیشتر پول نداشتم. روزی در خیابان راه می رفتم یکی از طلاب به من رسید و گفت: 5 ریال داری به من قرض بدهی؟ با خود گفتم: اگر این پول را به او بدهم خود بی پول می مانم. ولی با خود فکر کردم که کار این بنده خدا را راه می اندازم؛ خداوند کریم است. پول را به او دادم.
چند قدمی که رفتم؛ یکی از همشهری های من، از اهالی مشکین شهر به بنده رسید؛ با هم مصافحه کردیم. موقع خداحافظی پولی در دست من گذاشت و رفت. چون نگاه کردم؛ دیدم 5 تومان است.
باز یکی از طلاب به من رسید و از من 5 تومان قرض خواست. این دفعه نیز گفتم خدا کریم است. اکنون که این آقا معطل است؛ کار او را راه بیندازم. پول را به او دادم. چون مقداری جلوتر رفتم؛ یکی دیگر از همشهری های خود را دیدم. پس از مصافحه و احوالپرسی موقع خدا حافظی، پولی در دست من گذاشت و رفت. چند قدم جلوتر رفتم نگاه کردم دیدم 50 تومان است.
...
ناگاه یاد این آیه شریفه افتادم که «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها»(انعام، آیه 160) یعنی هر کس عمل نیکی انجام دهد ما ده برابر به او پاداش می دهیم.
دیدم بار اول 5 ریال داشتم. چون به یک نیازمندی قرض دادم؛ 50 ریال خدای کریم رساند و چون 50 ریال را قرض دادم؛ خداوند کریم در عوض 50 تومان یعنی درست ده برابر رسانید.
ایشان فرمودند هر چه منتظر شدم و دعا کردم که کسی پیدا شود این 50 تومان را قرض بگیرد بلکه 500 تومان شود دعایم مستجاب نشد.

تقدیم به جانبازان شیمیایی کشورمون:


گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده‌اند
مادرت می‌گفت دکترها جوابت کرده‌اند
مرگ تدریجی است این دردی که داری می‌کشی
منتها با قرص‌ها...ی خواب، خوابت کرده‌اند
خواب می‌بینی که در «سردشتی»و «گیلان غرب»
خواب می‌بینی که بر آتش کبابت کرده‌اند
خواب می‌بینی می‌آید بوی ترش سیب کال
پس برای آزمایش انتخابت کرده‌اند
خواب می‌بینی که مسئولان بنیاد شهید
بر در دروازه‌های شهر قابت کرده‌اند
از خدا می‌خواستی محشور باشی با حسین(ع)
خواب می‌بینی دعایت را اجابت کرده‌اند
قصر شیرینی که از شیرینی‌ات چیزی نماند!
یا پلی هستی که چون «سرپل» خرابت کرده‌اند
خوشه خوشه بمب‌های خوشه‌ای را چیده‌ای
باد خاکی با کدامین آتش آبت کرده‌اند؟
با کدامین آتش ای شمعی که در خود سوختی
قطره قطره در وجود خود مذابت کرده‌اند؟
می‌پری از خواب و می‌بینی شهید زنده‌ای
با چه معیاری ـ نمی‌دانم ـ حسابت کرده‌اند
شعری از اصغر عظیمی مهر با عنوان «شهید زنده»

دوکوهه؛ سجده گاهي به وسعت آسمان

دوکوهه؛ سجده گاهي به وسعت آسمان

ميدان صبحگاه دوکوهه است اينجا؛ جايي که مثل دريا، انگار

انتهايش معلوم نيست. جايي که زماني معراج روحانيِ عاشقان

الله بود.

جايي که بسياري در اينجا مهر شهادت بر پرونده خود زدند و براي

هميشه سعادتمند شدند. درست در چنين ساعتهايي اينجا ديگر  زمين نبود.

اينجا عرش خدا بود. عرش واقعي خدا؛ چونکه عرشيان خاکي در اينجا با خدا ملاقات داشتند.

و چه عاشقانه بود آن ملاقاتها!

ادامه نوشته

امید بخش‌ترین آیه قرآن کدام است؟


روزی از امام باقر (ع) پرسیدم که امید بخش‌ترین آیه قرآن کدام آیه است؟ حضرت فرمودند: اطرافیان شما در این باره چه نظری دارند؟

 

گفتم: آنها معتقدند آیه «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله»؛ «ای بندگان من که بر نفس خویش اسراف کرده اید از رحمت خدا نا امید نباشید» امیدوار کننده ترین آیه قرآن است. حضرت فرمود: اما ما اهل بیت چنین نظری نداریم. پرسیدم پس نظر شما در این مورد چیست؟ فرمودند: آیه «و لسوف یعطیک ربک فترضی»یعنی «و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی» امید بخش ترین آیه قرآن است و منظور از آن شفاعت است.

 

سپس ادامه دادند: یکی از دلایل ترجیح این آیه این است که در آیه مورد نظر شما شرط برخورداری از آن رحمت واسعه، توبه و تسلیم و عمل نیک اعلام شده است، اما در آیه مربوط به شفاعت، هیچ قید و شرطی جز رضایت پیامبر مهربانی و رحمت وجود ندارد.

علم و دانش حضرت زینب س  

بيان سخنان و خطبه‌هاي عالمانه و همراه با استدلال به آيات قرآن كريم، در بازار كوفه و مجلس عبيدالله زياد و دربار يزيد از سوي زينب(ع) هر يك شاهدي بر توانايي علمي و دانش آن بزرگوار است.
...
اضافه بر اين زينب مقام بيان روايت و حديث را كه از ويژگي‌هاي افراد آگاه و بلندمرتبه است دارا بوده و گواه ديگر مقام علمي اوست. مي‌نويسند آن بانوي بزرگوار راوي حديث از مادر خود فاطمه زهرا(ع) بوده و از اسماء بنت عميس حديث روايت ‌كرده است. چنانكه محمد بن عمرو عطاء بن سايب، فاطمه بنت حسين(ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عباد عامري هم از زينب نقل حديث كرده‌اند.

از جمله احاديثي هم كه از حضرت زينب(ع) روايت گرديده حديث ام‌ايمن است كه درباره مصائبي است كه به اهل بيت(ع) وارد خواهد شد.

ادامه نوشته

دلخند/کی خسته است؟

َ
یه روز فرمانده گردانمون به بهانه دادن پتو همه بچه ها را جمع کرد و با صدای بلند گفت: کی خسته است؟
گفتیم: دشمن.
صدا زد: کی ناراضیه؟
بلند گفتیم: دشمن
دوباره با صدای بلند صدا زد: کی سردشه؟
ما هم با صدای بلندتر گفتیم: دشمن
بعدش فرماندمون گفت: خوب دمتون گرم، حالا که سردتون نیست می خواستم بگم که پتو به گردان ما نرسیده !!!
یه همچین رزمنده هایی داشتیم ما

ماندن جایز نیست!

 

- عزیزم این‌جا چه می‌کنی؟

لبخندی بر صورت آسمانیش جاری شد، سرش را با معصومیتی ازلی به زیر انداخت...

- عاشقم!

آن‌قدرکوچک بود، که پاسخش مبهوتم کند...

-‌ عاشق کی؟

-‌ معلومه، عاشق امام!

لحظه‌ای ترنم زیبای اشک در چشمانش جاری شد، انگار موجی از نور، قطرات اشکش را به آسمان متصل می کرد...

-‌ کجا می‌روی؟

-‌ ان‌شاءالله، می‌ریم تا راه کربلا باز بشه!

عکسی به یادگار از صورت نیلگونش گرفتم، اما لحظاتی بعد، وقتی با پیکری که نقش هزار زخم را بر خود داشت روبه‌رو شدم، چشمانم به اشک نشست و شانه‌هایم بی‌امان لرزید...

ادامه نوشته

عیدی حافظ شیرازی..  

شب عید فطر سال ۱۳۶۵ بود. در چادر ارکان گروهان شهادت گردان انصارالرسول(ص) در اردوگاه کرخه بودیم. حسن بختو(شهید) دیوان حافظ‌اش را از ساک درآورد و گفت: شب عیدی یک فال بگیریم ببینیم حافظ چه می‌گوید. علی بلورچی(شهید) هم در چا...در بود. گفت: ما سر و کارمان با قرآن است. تا قرآن هست، چه کار با دیوان حافظ داریم؟ غلامرضا اکبری(شهید) را همه می‌شناسند که عاشق بحث کردن بود. مباحثات دامنه‌دارش با جواد عسگریان بر سر همه چیز و از جمله خاطرات جنگی‌شان با هم، مشهور است. او هم وارد بحث شد. بحث که حسابی بالا گرفت، یک خدابیامرزی گفت: بابا، نمی‌میریم که. لای آن کتاب را باز کن ببین چی می‌آید.

ادامه نوشته

شناسایی یکی از شهدای گمنام توسط مادرش+ عکس

یکی از شهدای گمنام که امسال در کرمان به خاک سپرده شده بود، توسط مادر متوفایش شناسایی شد. 

 مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثار گران استان کرمان در گفت و گو با ایرنا درباره این واقعه افزود: پیکر مطهر شهید ˈحمید ادیبی ˈ در اوایل سال جاری و در منطقه فاو تفحص شد و به دلیل نبود آثار و نشانه ای از هویت این شهید، وی در زمره شهدای گمنام قرار گرفت.سردار ˈمحمدرضا حسنی سعدیˈ افزود: پیکر این شهید والا مقام پنجم اردیبهشت ماه سال جاری در دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی کرمان همزمان با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) به خاک سپرده شد.

ادامه نوشته

خاطره ای از زندگی سردار شهید حسن باقری


نزدیک ساعت سه صبح بود که اومد
یه نقشه هم دستش بود و خیلی خسته به نظر می رسید
ازش پرسیدم چیزی خوردی؟
گفت نه!
اون شب غذا نداشتیم
دلم براش سوخت
سوار ماشین شدم که برم و براش غذا بگیرم
جلوم رو گرفت و نذاشت برم
گفت این وقت شب نمی خواد بری دنبال غذا
هر چی هست بیار می خوریم
چیزی نبود
کمی نان خشک آب زد و خورد
بعدش هم پاشد و رفت کارهاش رو انجام داد
گریه ام گرفته بود
کجای دنیا یه فرمانده لشکر تا ساعت سه گرسنه می موند؟
بعد هم با نون خشک..

    یاد شهیدان...

بسم رب الشهدا

گفتیم چه شد یاد شهیدان!؟ گفتند...

یک کوچه به نامشان نکردیم مگر!؟

شایسته سالاری از نوع احمدی نژادی

اسدزاده، محمدرضا - رئیس جمهور نشان درجه یک فرهنگ و هنر را برای رابطه انسان با خدا! و مدیریت جهانی! ( آنچنانکه در سخنرانی اش اشاره کرد) به اسفندیار رحیم مشائی اهدا کرد. این رخداد از دو منظر قابل پرسش و نقد است:

پرسش هایی از جنس فرهنگ:
نشان «فرهنگ و هنر» به چه کسانی اعطاء می شود؟ مطابق قانون مصوب اینجا ، نشان «فرهنگ و هنر» به کسانی اعطا می شود که فکر، ذوق و احساس خود را در راه بیان مفاهیم ارزشمند اسلامی- انسانی، ایرانی و اشاعه فرهنگ در یکی از جهات زیر به کار می گیرند.

ادامه نوشته

شریعتمداری: زنده باد کدام بهار؟

مدیر مسئول کیهان در سرمقاله امروز این روزنامه با عنوان "زنده باد كدام بهار؟!" نوشت:

1- فرض كنيد كه اگر قرار بود مردم در يك انتخابات سراسري شركت كرده و فردي را به عنوان يك اسلام شناس برجسته انتخاب كنند تا درباره آموزه هاي ديني از وي راهنمايي بخواهند، آيا جناب آقاي احمدي نژاد را انتخاب مي كردند؟! حالا تصور بفرمائيد كه همين مردم قرار است با حضور در انتخابات سراسري يك كارشناس خبره و برجسته را براي «مديريت جهان»! برگزينند. در اين صورت چه كسي را انتخاب مي كردند؟ آقاي احمدي نژاد را؟! 

در فرض سوم، قرار است مردم باز هم در انتخابات سراسري ديگري شركت كرده و فردي را انتخاب كنند كه بتواند «اولياءالله» و مردان بزرگ اين مرز وبوم را شناسايي كرده و به ملت معرفي كند. آيا اين تخصص را در آقاي احمدي نژاد مي ديدند و ايشان را برمي گزيدند؟! يا اگر ايشان در تبليغات انتخاباتي خود، صادقانه به مردم مي گفت كه رئيس جمهور «اسمي» خواهد بود و رياست جمهوري «رسمي» را به آقاي اسفنديار رحيم مشايي واگذار مي كند، آيا مردم به ايشان رأي مي دادند؟! 

ادامه نوشته

ملت ايران چند هزار سال به عشق بهار زيسته و امروز هم دنبال بهار است

رييس جمهور با بيان اينكه همه پيامبران الهي آمده اند تا حقيقت انسان ها و بهار حقيقي را به انسان يادآوري كنند و دست او را تا رسيدن به بهار بگيرند، گفت: ماموريت انسان حركت از زمستان و رسيدن به بهار است و ملت بزرگ ايران در طول تاريخ همواره به دنبال بهار بوده و اولين ملتي است كه حقيقت بهار را شناخته و براي رسيدن به آن حركت كرده است.

دكتر احمدي نژاد در مراسم ملي استقبال از نوروز:

ملت ايران چند هزار سال به عشق بهار زيسته و امروز هم دنبال بهار است !!!!!!!!!!!!!!

رييس جمهور با بيان اينكه همه پيامبران الهي آمده اند تا حقيقت انسان ها و بهار حقيقي را به انسان يادآوري كنند و دست او را تا رسيدن به بهار بگيرند، گفت: ماموريت انسان حركت از زمستان و رسيدن به بهار است و ملت بزرگ ايران در طول تاريخ همواره به دنبال بهار بوده و اولين ملتي است كه حقيقت بهار را شناخته و براي رسيدن به آن حركت كرده است.

***لطفاً این پست و پست بعد رو بخونید***

ادامه نوشته

  » پیامک تبریک سال نو 92

    عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را نوروز ۹۲ بر شما مبارک . . .

    با ارزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی سال نو پیشاپیش مبارک...

     با توجه به گران شدن نرخ sms پیشاپیش نوروز ۹۳, ۹۴ تولدت ، تولدم ، پیوندتان و قدم نورسیده مبارک.نور به قبرت بباره... !!


                    هر نوع پیامک تبریک عید نوروز بخوای اینجا هست...
      توصیه میکنم ادامه مطلبو حتما بخونی...

ادامه نوشته

خواهرم؛ چادرت!/ خاطره

اربابمان (عج) امر فرموده اند :
خدا را به حق عمه ام زینب (س) قسم دهید تا فرج مرا نزدیک گرداند .

♥اَلـــلّـــ♥ـهـُـــ♥ـمَّ عَـــ♥ـجِـّــ♥ـلْ لِــ♥ـوَلــ♥ـیـــِّکَ ♥الــــْفــ♥ــَرَجْ♥

... يا رب الحسين (ع) بحق زينب الكبري (س) اشف صدر الحسين (ع) بظهور الحجة (عج)
5 صلوات
_______________________________________________-

خواهرم؛ چادرت!/ خاطره

خاطره ای از خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس

تهران – حیات
مجروحین در بیمارستان پر شده بودند. حال یکی خیلی بد بود. رگ هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت. وقتی دکتر این مجروح رادید به من گفت بیاورمش داخل اتاق عمل.من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم. مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم... چادرم در مشتش بود که شهید شد. از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.


از فکه بگویید که مثل هیچ جا نیست

          فکه مثل هیچ جا نیست!


سلام

از فکه بگویید که مثل هیچ جا نیست


فكه‌ مثل‌ هيچ‌ جا نيست‌! نه‌ شلمچه‌، نه‌ ماووت‌، نه‌ سومار، نه‌ مهران‌، نه‌ طلائيه‌، نه‌...

فكه‌ فقط‌ فكه‌ است‌! با قتلگاه‌ و كانال هايش‌، با تپه‌ ماهور و دشت هايش‌.

 فكه‌ قربانگه‌ اسماعيل‌هاست‌ به‌ درگاه‌ خداي‌ مكه‌.

فكه‌ را سينه‌اي‌ است‌ به‌ وسعت‌ ميدان هاي‌ مين‌ِ گسترده‌ بر خاك‌

ادامه نوشته

شلمچه کجاست؟

  شلمچه کجاست؟

*** سرزمینی است که ملائک در آن

 سجده می کنند و برای بوسه

 زدن بر خاکش از هم سبقت میگیرند.

ادامه نوشته

روایت جانسوز شام غریبان کربلای4 و وداع عاشورایی حاج حسین بصیر+تصاویر منتشرنشده

عملیات کربلای 4 هیچ گاه مظلومیت و شجاعت بسیجیان لشکر 25 کربلای مازندران را فراموش نمی کند. عملیاتی که رادارهای آمریکائی به جبران قضیه مک فارلین، تمام جزئیات عملیات را به عراقی ها داده بودند. لشکر 25 کربلای مازندران در این عملیات ، نزدیک به 20 گردان عملیاتی داشت که از بین آنها گردان عاشورا به عنوان خط شکن انتخاب شد. رمز عملیات یا محمد(ص) بود که ساعت 22:45 روز سوم دیماه سال 65 اعلام شد و لشکر 25 کربلای مازندران از سه معبر عملیاتی وارد عمل شد. مظلومیت شهدای عملیات کربلای چهار تداعی کننده غربت و مظلومیت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش در روز عاشورا است.

روایت جانسوز شام غریبان عملیات کربلای چهار را از زبان بیسیم چی حاج حسین بصیر؛ جانباز شیمیائی علی امانی و به قلم زیبای جانباز و محقق دفاع مقدس؛ غلامعلی نسائی می خوانیم:

 

 

اول دی ماه «1365» شلمچه ، غروب بود، حاج بصیر چند تا نامه محرمانه به من داد، گفت: برو این ها را به فرمانده گروهان یک و دو سه تحویل بده و بیا، نامه ها را گرفتم فوری سوار موتور شدم، رفتم خط نامه ها را تحویل دادم و برگشتم،

خیلی راه نبود، صحبت شد که چند روز دیگر باید آماده باشیم برای یک اتفاق بزرگ.

ادامه نوشته

در گشوده توبه و گستاخی بندگان

قرآن در آیات فراوانى مۆمنان را به توبه و بازگشت به سوى خدا دعوت کرده است اکنون سۆال مى شود هدف از تشریع توبه چیست؟ آیا تشریع آن مایه ى گستاخى انسان ها نمى شود؟!


توبه

پاسخ: 


از مسایل مهم در تحلیل توبه، تفسیر حکمت تشریع آن است، زیرا قرآن به مسأله ى توبه عنایت فوق العاده اى نشان داده و همه گناهکاران را به بازگشت به سوى خدا و ندامت از گذشته دعوت مى کند، و با نداى جهانى مى فرماید:


قُلْ یا عِبادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّاللّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ .[1]



«بگو اى بندگان من که در حقّ خود از حد تجاوز کرده اید، از رحمت خدا نومید نباشید، خدا همه گناهان را مى بخشد، او آمرزنده و مهربان است».

ادامه نوشته

خلبانی که صدام دستور داد به دو نیمش کنند...

سید علی اقبالی دوگاهه هفتم مهرماه 1326 در محله دوگاهه پایین‌بازار رودبار در خانواده‌ مذهبی و متدین به دنیا آمد.

به گزارش همشهری آنلاین، وی پس از گذراندن دوران کودکی برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در دبیرستان امیرکبیر به ادامه تحصیل پرداخت و توانست از این دبیرستان مدرک تحصیلی دیپلم را اخذ کند.

ادامه نوشته

آیا نفوذ و فرهمندی ولایت فقیه افول کرده است؟

آیا نفوذ و فرهمندی ولایت فقیه افول کرده است؟

«ماکس وبر» گفته بود بعد از دوران کاریزماتیک، اقتدار آسمانی و نفوذ معنوی رهبر فرهمند افول می کند و رابطه عاطفی طرفدارانش به رابطه ای تقلیدی کاهش می یابد. پس از دوران تقلیدی، دوران حاکمیت عقل بوروکراتیک است و دیگر نباید از دوران فرهمندی سراغی گرفت. اصلاح طلبان ۸ سال با قاطعیت می گفتند که دوران فرهمندی ولایت فقیه به پایان رسیده است. حرف از حدود اختیارات ولی فقیه می زدند و می خواستند ولایت فقیه و سپهر سیاست را «جادو زدایی» و «افسون زدایی» کنند و او را در حدود اصول قانون اساسی و به عنوان «یک مدیر سیاسی» و نه «نائب امام زمان عج» شناسایی کنند.
امروز همه ی تحلیل گران داخل و خارج، آیت الله سید علی خامنه ای را بانفوذترین رهبر دینی جهان و رهبری فرهمند و مقتدر می دانند که قلمرو نفوذ معنوی او بسیار فراتر از مرزهای ایران است. اصلاح طلبان در جریان فتنه اعتراف کردند که چارچوب نظری ماکس وبر برای فهم منطق ولایت فقیه ظرفیت ندارد و ناقص است.

ادامه نوشته

شهداي من  وشيعه

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

                                                  شهداي من

                                                          

عيد نوروز بود. كاروان‌هاي زيادي براي بازديد از جبهه‌ها عازم كربلاي جنوب

شده بودند. عصر يكي از روزها در محوطه‌ي صبحگاه دوكوهه قدم مي‌زدم كه

خانمي جلويم را گرفت. شروع كرد به صحبت.


ادامه نوشته

شش (6) توصیه کلیدی و کوتاه از آیت الله بهجت

حضرت آیت الله بهجت (ره) می فرمایند:

- ترک معصیت در اعتقادات و عملیات و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد.
 
- قرب مراتبی دارد و بالاترین آن لقاء است و هر مرتبه از مراتب قرب را مقربی است که بالاترین آن نماز است.
 
- اگر سلاطین عالم می دانستند که انسان ممکن است در حال عبادت چه لذت هایی را ببرد، هیچ گاه دنبال این مسائل مادی نمی رفتند.
 
- معیار اصلی نماز است. این نماز بالاترین ذکر است. شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است. حال برخی به دنبال ذکرهای ویژه ای می گردند که کسی نشنیده باشد.
 
- اگر در همان الله اکبر شخص متوجه باشد که دارد چه کار می کند دیگر لازم نیست که تا آخر نماز خیلی زحمت بکشد.
 
- آن مقدار از نماز که دست خودتان است توجه کنید، بقیه نماز را خدا خودش درست می کند.
 

. . چه بگوییم، چه نگوییم! ( جالب و خواندنی )

. . چه بگوییم، چه نگوییم! ( جالب و خواندنی )

کلمه ها بر احساسها و اندیشه ها تاثیر می‌گذارند

احساسها بر افکار وکلمه ها مؤثرند .

 اندیشه‌ها بر کلمه‌ها و احساسها تاثیر می‌گذارند

بگوییم :  از اینکه وقت خود را در اختیار  من گذاشتید متشکرم.
نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم.

 بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود.
نگوییم : گرفتارم.

 بگوییم : راست می‌گی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو.

 بگوییم :  خدا  سلامتی بده.
نگوییم :  خدا بد نده.

 بگوییم : هدیه برای شما.
نگوییم :  قابل ندارد.

 بگوییم : با تجربه شده.
نگوییم :  شکست خورده.

 بگوییم: قشنگ نیست.
نگوییم : زشت است.

 بگوییم: خوب هستم.
نگوییم: بد نیست.

 بگوییم : مناسب من نیست.
نگوییم : به درد من نمی‌خورد.

 بگوییم : با این کار چه لذتی می‌بری؟
نگوییم : چرا اذیت می‌کنی؟

 بگوییم : شاد و پر انرژی باشید.
نگوییم : خسته نباشید.

 بگوییم: من.
نگوییم: اینجانب.

 بگوییم: دوست ندارم.
نگوییم: متنفرم.

 بگوییم: آسان نیست.
نگوییم: دشوار است.

 بگوییم : بفرمایید.
نگوییم : در خدمت هستم.

 بگوییم : خیلی راحت نبود.
نگوییم : جانم به لبم رسید.

 بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم.
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد.