بسیجیان مظلوم

http://jaber1366.persiangig.com/%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85/%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7/%D8%AA%D9%81%D8%AD%D8%B5/11209355_267831666720607_6878934728067065343_n.jpg

عکسی که می بینید ، در اردیبهشت ماه سال 1373 ، توسط «احسان رجبی» به ثبت رسیده است. محل عکس برداری ، ارتفاع 112 ، واقع در شمال منطقه ی عملیاتی «فکه» است. برادر حسین احمدی ، پیکر شهیدی که به تازگی تفحص شده است ، نظاره می کند. پیکر این شهید که پس از 12 سال ، چهره نمایانده است ، ویژگی بسیار بارز و تکان دهنده ای دارد. دست ها و پاهای جسد با سیم تلفن بسته شده و در غربت و مظلومیت بی مانندی ، به احتمال قوی ، زنده به گور گردیده است. سیم تلفن های دور پاها به خوبی مشخص است. این معامله ای است که بعثی ها با بسیاری از بسیجیان و پاسداران مظلوم گرفتار شده در حلقه ی محاصره ی فکه کردند

سالگرد شهید حاج بصیر



زندگی نامه سردار شهید حاج حسین بصیر
در شام غریبان عاشورای حسینی سال ۱۳۲۲ در یكی از روستاهای «فریدونكنار» به دنیا آمد. او اولین فرزند زوج «محمد حسن بصیر» و سیده «سكینه طیبی نژاد» بود كه در دورة ارباب و رعیتی به عنوان یك رعیت در زمین های ارباب كشاورزی می كردند. مادرش می گوید : «در آن دوره ما رعیت مردم بودیم و گندم و پنبه می كاشتیم. ما كار می كردیم و ارباب می برد. حتی خانه ای كه زندگی می كردیم مال ارباب بود.»
«حسین» در مهر ماه ۱۳۲۹ در سن ۷ سالگی به مدرسه فرستاده شد و دوره شش ساله ابتدایی نظام قدیم را در مدرسه «سنایی» فریدونكنار گذراند.
بعد از اتمام دوره ششم ابتدایی نظام قدیم ترك تحصیل كرد و نزد یكی از بستگانش در “بابل» به آهنگری مشغول شد. در كنار این كار در امور كشاورزی به پدرش كمك می كرد.
اول شهریور ۱۳۴۱ برای انجام خدمت وظیفه به «تهران» اعزام شد و در آنجا به دلیل فعالیت های سیاسی و پخش اعلامیه های امام خمینی(ره) به پادگان منظریه قم تبعید گردید. شرایط سخت و دشوار خدمت سربازی را در اول شهریور ۱۳۴۳ به پایان رساند. در سال ۱۳۴۶ در بیست و چهار سالگی ـ با خانم «آمنه براری» ازدواج كرد.
در دوم مرداد ۱۳۵۰ در شركت باطری سازی وزارت جنگ در تهران مشغول به كار شد ولی به علت فعالیتهای سیاسی در اول مهر ۱۳۵۳ اخراج گردید. به دنبال آن به زادگاهش «فریدونكنار» بازگشت و مشغول آهنگری شد. مدتی بعد به كمك پدرش یك كارگاه ساخت در و پنجره آلومینیومی راه اندازی كرد و مشغول كار شد.

او در رژیم پهلوی به طور گسترده و همه جانبه مبارزه می كرد به همین خاطر چند بار دستگیر و روانه زندان شد درسال ۱۳۵۷ برنامه راهپیمایی «فریدونكنار» را با تظاهرات مردم در «تهران» هماهنگ می كرد و در شهر هسته مبارزه و راهپیمایی را سازمان داد.
تا ۳۰ دی ماه ۱۳۵۹ در جبهه حضور داشت و بعد از دو ماه مراجعت به زادگاهش بار دیگر در اول فروردین ۱۳۶۰ به جبهه اعزام شد.مدتی در منطقه «گیلان غرب» مسئول حفاظت از قله های «صدفی»،«ابرویی» و «كرجی» بود.
حسین از اول فروردین تا پنجم تیرماه ۱۳۶۰ در مناطق مرزی بود و در عملیات طریق القدس و فتح بستان شركت داشت. پس از عملیات ها برای مدت كوتاهی بازگشت.اما بار دیگر در ۸ بهمن ۱۳۶۰ به جبهه اعزام و تا شهریر ۱۳۶۲ به عنوان بسیجی و به طور مستمر در جبهه ها بود. در این مدت به عنوان جانشین فرمانده گردان در لشكر ۲۵ كربلا انجام وظیفه می كرد و در عملیات فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، محرم و والفجر مقدماتی شركت كرد.
در بیست و هشت شهریور ماه ۱۳۶۲ در منطقه جنگی به عضویت رسمی سپاه پاسداران در آمد. از آن پس فرماندهی گردان یا رسول (ص) لشكر كربلا را عهده دار شد. یكی از همرزمانش می گوید :