نجف ـ گوشه ای از حرف های راوی کاروان

مزار امام اول شیعیان تا زمان هارون الرشید(...) مخفی بوده...مزار علی به شکل تپه ای خاک بود وکسی آن را نمی شناخت جز شیعیان نزدیک... تا  اینک بعد از سالها  مردم به مکان ان پی بردند( داستان آن هم شنیدنی ست...). 

امام وصیت کرد چهار تابوت بسازند و به چهار شهر بفرستند که سه تای آن خالی ست و یکی حامل بدن مطهر..  .شهری هست در افغانستان به نام مزار شریف.به این نام است زیرا یکی از چهار تابوت خالی را آنجا دفن کردند .سه شهر دیگر به گمانم کوفه و مدینه ست و نجف.

اگر کسی می دید...گمان می کرد جلوی تابوت روی هواست...چهار نفر زیر تابوت علی را گرفته بودند اما....!

وصیت کرده بود: پشت تابوت را بگیرید و هر کجا رفتند بروید..آنجا که خدا اراده کرده مدفن علی(ع) باشد.

پشت تابوت را گرفتند:حسنین(ع)... و جلوی آن را جبرئیل و میکائیل.

جبرئیل و میکائیل در شهر نجف توقف کردند.در کنار قبری که قرن ها پیش نوح(ع) برای وصی پیامبر آخرالزمان حفر کرده بود...

چیزهایی از تو به ما نگفته اند..... پیامبرمان می گفت اگر مردم فضایل  علی را   میدانستند  بر او سجده می کردند.(نقل به مضمون) 

علی علی علی علی علی علی علی علی علی... حرم علی....ظرفیت می دهند...مدارا می کنند... ... نفس بکش....در حرم علی به نیابت همه نفس بکش....

عمر سفر کوتاهه...اعتنا نکن به خستگی جسم... .

صدای علی ست که در گوشم می پیچد: سلونی قبل ان تفقدونی....... مردی می گوید: تعداد موهای ریش مرا بشمار......!