مسلمان فقیرى از مدینه، (ثَعلبةبن حاطب) از پیامبرصلى الله علیه وآله درخواست كرد تا دعا كند خداوند او را ثروتمند كند. حضرت فرمود: مال اندكى كه شكرش را ادا كنى بهتر از مال زیادى است كه از عهده ى شكرش برنیایى. ثعلبه گفت: اگر خدا عطا كند، همه ى حقوق واجب آن را خواهم داد.
به دعاى آن حضرت، ثروتش افزون شد تا آنجا كه دیگر نتوانست در نمازجمعه و جماعت شركت كند. وقتى مأمورِ گرفتن زكات نزد او رفت، به او گفت: ما مسلمان شدیم كه جزیه ندهیم! !![تفسیر نورالثقلین]

فخر رازى مىگوید: ثعلبه از كار خود پشیمان شد وزكات خود را نزد پیامبر آورد، ولى آن حضرت نپذیرفت.

آرى،.... انسان نمى داند صلاح و خیرش در چیست، لذا گاهى با اصرار، چیزى را مىخواهد كه به زیان اوست، پس باید به داده هاى خدا قانع بود.

(
تفسیر نور)

و برخى از آنان با خدا پیمان بسته بودند كه اگر خداوند از فضل خویش به ما عطا كند، حتماً صدقه (زكات) خواهیم داد و از نیكوكاران خواهیم بود.
پس چون خداوند از فضل خویش به آنان بخشید، بدان بخل ورزیدند و (به پیمان) پشت كرده و روىگردان شدند

وَمِنْهُم مَّنْ عَهَدَ اللَّهَ لَئِنْ ءَاتَنَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّلِحِينَ

فَلَمَّآ ءَاتَهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّواْ وَهُم مُّعْرِضُونَ


توبه 75-76