جان عاريت : سردار شهيد علي قوچاني
از
زبان مادرشهيد : يک شب در عالم خواب ديدم زناني با چادر مشکي در يک صف
ايستاده اند.به من هم گفتند :برو داخل صف ! پرسيدم : براي چي ؟گفتند :
اينها مادران شهدا هستند و عازم کربلا مي باشند.
بعد ار آن بيشتر احترام او را داشتم. يکبار با تعجب گفت : مادر چرا اينفدر به من احترام مي گذاري؟ من را شرمنده مي کني . گفتم : پسرم تو را به چشم يک شهيد مي بينم!
به من خيره شد. مکثي کرد و پرسيد : مادر , وقتي روح از بدنت رفت آيا جسم به درد مي حورد ؟! با تعجب گفتم : نه !گفت : آن وقت اگر جسم را به خاک نسپارند ناراحتي دارد؟!
بعد مکثي کرد و ادامه داد : خدا وقتي کسي را دوست دارد جسم و روحش را با هم مي برد تا دست گنهکار به بدن او نخورد!!
بعد هم يک عکس به من داد و گفت : اگر مرا دوست داري دعا کن تا به آن کس که دوستش دارم برسم !
..... شب عمليات والفجر با نيروهاي گردان ابالفضل العباس عليه السلام بود .....تانک هاي دشمن جلو آمده بودند. يکباره گلوله اي شليک شد. محلي که حاجي ايستاده بود حفره اي ايجاد شد!
گلوله درست به بدن حاجي اصابت کرد. اثري از پيکرش باقي نماند. همانطور که در دعايش خواسته بود خدا جسم . جانش را با هم خريد
سلامتي و تعجيل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف صلوات
بعد ار آن بيشتر احترام او را داشتم. يکبار با تعجب گفت : مادر چرا اينفدر به من احترام مي گذاري؟ من را شرمنده مي کني . گفتم : پسرم تو را به چشم يک شهيد مي بينم!
به من خيره شد. مکثي کرد و پرسيد : مادر , وقتي روح از بدنت رفت آيا جسم به درد مي حورد ؟! با تعجب گفتم : نه !گفت : آن وقت اگر جسم را به خاک نسپارند ناراحتي دارد؟!
بعد مکثي کرد و ادامه داد : خدا وقتي کسي را دوست دارد جسم و روحش را با هم مي برد تا دست گنهکار به بدن او نخورد!!
بعد هم يک عکس به من داد و گفت : اگر مرا دوست داري دعا کن تا به آن کس که دوستش دارم برسم !
..... شب عمليات والفجر با نيروهاي گردان ابالفضل العباس عليه السلام بود .....تانک هاي دشمن جلو آمده بودند. يکباره گلوله اي شليک شد. محلي که حاجي ايستاده بود حفره اي ايجاد شد!
گلوله درست به بدن حاجي اصابت کرد. اثري از پيکرش باقي نماند. همانطور که در دعايش خواسته بود خدا جسم . جانش را با هم خريد
سلامتي و تعجيل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف صلوات
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21:33 توسط مدیر وبلاگ
|
