نقاش . . .
امّا . . .
این جاده آئینه نشده انگار !
به گل نشسته پاهایم !
و حالا دارم تمام انتظار ها را می کشم بر لوح محزون دلم !
" نقاش خوبی نیستم ؛
اما به لطف تو انتظار را دیدنی می کشم " . . .
چشم به راهیت را دوست دارم شاید که همراهیش یادم داد که عاشقی کنم،
اندوهت را، انتظارت را
و شاید در رویایی دور . . . دور ٍ دور . . . ترا . . .

مهدی جانم !

"من عشایرم !
پیوسته اهل کوچ، کوچ از پوچ به هیچ، از هیچ به پوچ !
و حاصلش همه تحیر و سرگشتگی است . . .
ای راه بلد !
راه نما !
قطب نما !
قبله نما !
مسیر کوچ تا خدا !
جهت بده کوچ مرا ! "
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 20:15 توسط سید قاسم
|