مردان دیروز ------------ بعضی از مردان امروز


ای جماعت ناله ام را بشنوید
درد چندین ساله ام را بشنوید

ای شما ان سوی آتش رفتگان
ای شما اغوش لیلا خفته گان
...
بنگرید این لکه های ننگ را
فتنه های شهر بعد از جنگ را

جنگ رفت و شهر ما تاریک شد
راه وصل عاشقان باریک شد

شما رفت مردم ریایی شدند
و برخی دگر شیمیایی شدند

نه ان شیمایی که در جنگ بود بود
نه ان گاز سمی که بی رنگ بود

همانانی که رنگ ریا می زنن
و بر سینه سنگ خدا میزنند

همانانی که در بی حجابی تکند
سزاوار یک قبضه نارنجکند

به سنگ تحاجم محک می شوند
و مثل عروسک بزک میشوند

از اینها بپرسد که محارن کجاست
شلمچه حلبچه مریوان کجاست؟

این از این ها بپرسید که بابایی که بود
رجایی حسنپور اللهیاری که بود ؟

کسی فکر گلهای این باغ نیست
کسی مثل آن روزهای داغ نیست

همه ناگهان عافیت خو شدند
و یک شب از این رو به ان رو شدند

کسی بر شهیدان سلامی نگفت
رضای خدا را کلامی نگفت

بیایید که مردم بهتر شویم
در این آبشار خدا تر شویم

بیایید تجدید پیمان کنیم
نگاهی به قبر شهیدان کنیم
ادامه ...