و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر


شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟!!

 

آيا به راستي ما منتظران واقعي هستيم؟

مايي كه نام انسان رويمان نهادند...!


ما كه مدعي عشقش هستيم...!


و حتي در فرستان صلوات نيز،


دعاي تعجيل در فرج اش رو سانسور مي نماييم...!


زورمان مي آيد تا ته صلوات رو يكنواخت بخوانيم...!


به بند آخر نرسيده سست مي شويم...


چرا در قنوت دستانمان دعاي فرجش رو زمزمه نمي كنيم؟


تا خدا در بهترين دقايق خلوتمان با او ،


خواهش مان را گوش دهد؟!!


چرا فكر نمي كنيم شايد...


شايد از شنيدن صداي ما ،


عطش انتظارمان هويدا گردد!!!


به راستي شمارگان 313 در برابر جمعيت جهان


و حتي نسبت به تعداد مردمان كشور خودمون ،


جمعيت اندكی به شمار نمي آيد؟!!


يعنی از بين اين همه مدعي تعجيل در ظهور تنها اين تعداد؟!!


پس نبايد شرمنده باشيم ، از مادر بزرگوارش ؟!!


نبايد خجالت بكشيم ، از نام مسلمان بودنمان؟!!


مايي كه براي قبولي در كنكور ،


شب ها و روزها منتظريم ،


دعا مي كنيم ،


نذر مي كنيم ،


التماس مي كنيم ،


براي فرج مولايمان پس چرا اينگونه ايم؟!!!


بگوييد اين چگونه انتظاري است؟!!!


ما منتظر واقعی نیستیم...


منتظر واقعی یوسف فقط یعقوب بود...