فهمیدم که چرا اسلحه تیر اندازی نمی کرد


بنده که آر پی جی زن بودم چند تا از آر پی جی ها را شلیک کردم ,بعد دیدم آر پی

جی لازم نیست .کلاش گرفتم رفتم جلوتر ,همین طور که تیر اندازی می کردم و

می رفتم جلو یک مرتبه دیدم یک جنازه ای را که جلویم افتاده است ,به ما گفته

بودند (عراقی ها خودشان را به مردن می زنند و بعد از این که مااز کنارشان رد

شدیم ,به رگبار می بندند  ) من به خاطر اینکه انها ما را به رگبار نبندند ,اسلحه ام

را اماده کرده بودم که تیر اندازی کنم . بعد ان را گذاشتم جلوی صورت جنازه و

ماشه را کشیدم, تیر شلیک نشد ! دوباره با حالت دیگر ماشه را کشیدم شلیک

نشد بعد سه بار گلنگدن را کشیدم ,باز تیر در نرفت!عصبانی شدم,ادن بار اسلحه را

به صورتش زدم ,ناله از جنازه بر خاست ,دوباره مسلح کردم می خواستم تیراندازی

کنم ,یک نفر امد گفت :(اقا تو چکار می کنی ؟این یکی از بچه های ماست ؟) من

خیلی ناراحت شدم و دست هایم سست شد .ان وقت فهمیدم که چرا اسلحه تیر

اندازی نمی کرد؟بعد همین سلاح را بردم جلوتر روبروی عراقی ها ,مثل بلبل

چهچه می زد!این را خدا شاهد است که من به هیچ وجه دروغ نمی گویم


                       شهید محمد علی معصومیان